سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ | 14 July 2020
ساخت پتروپالایشگاه

هر بشکه، ۳۰ هزار دلار!

می‌توان برآورد کرد که هزینه ساخت مجتمع های پتروپالایشگاه در کشور عزیزمان ایران به ازای هر بشکه حدود ۳۰ هزار دلار است که برای ساخت ۲ میلیون بشکه پتروپالایشگاه به ۶۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز خواهد بود.

در ابتدا باید این موضوع را روشن نماییم که کلید واژه پتروپالایشگاه در یک نگاه؛ از عبارت معادل Petro Refinery گرفته شده است که حاصل ترکیب دو واژه نفت (Petroleum) و پالایشگاه (Refinery)؛ به معنای پالایشگاه نفت است. منتها آنچه در این یادداشت  مورد نظر است، منظور از پتروپالایشگاه عبارت معادل Petrochemical Refinery است که تاکید بر یکپارچگی بین مجتمع ­های پالایش و پتروشیمی دارد.

در واقع در مجتمع ­های پتروپالایشگاهی هدف تنها تولید سوخت از جمله گاز مایع (LPG)، بنزین، نفت سفید، نفت گاز و نفت کوره نیست، بلکه در کنار چنین محصولاتی فراورده ­های ویژه و خوراک­ های مورد نیاز مجتمع ­های پلیمری و شیمیایی نیز تولید و عرضه می­ شود.

در مجمتع­ های پتروپالایش نفت خام به عنوان خوراک، وارد واحدهای فرایندی متعددی شده تا ترکیبی از محصولات سوختی، پلیمری و شیمیایی تولید شود. همین موضوع سبب شده است که مجتمع­ های پتروپالایش به منظور تولید همزمان سوخت و سایر محصولات پایه پتروشیمی نیازمند به کارگیری واحدهای فرایندی خاصی باشند.


لذا می توان این طور نتیجه گیری کرد که اگر مجتمع های پالایش نفت به جای سوخت محور بودن، سود محور باشند، مطمئنا در کنار محصولات هیدروکربوری سوختی محصولات پایه صنعت پتروشیمی و نتیجتا محصولات شیمیایی و پلیمری تولید خواهد شد.

این مهم نیز منجر به افزایش تنوع محصولات و همچنین افزایش انعطاف پذیری و تاب آوری مجتمع های پالایش نفت خواهد شد که همه این موارد کمک می کند که بازدهی اقتصادی واحدهای پالایش سودمحور (پتروپالایشگاه ها) نسبت به واحدهای پالایشی سوخت محور بالاتر باشد. لذا می توان این طور مورد جمع بندی قرار داد که پتروپالایش در واقع یک رویکرد کاملا اقتصادی در بهره برداری منابع نفت و گاز است!

حال اگر قبول داشته باشیم که مجتمع های پالایش سود محور نسبت به سوخت محور وضعیت مناسب تری دارند، می بایست به این مهم توجه داشت که الزامات طراحی و بهره برداری از مجتمع های پتروپالایشی چه مواردی است؟

به طوری کلی می توان عوامل موثر در توسعه صنایع پایین دستی نفت و گاز را به موارد ذیل خلاصه نمود:
۱ . خوراک
۲. فناوری
۳. سرمایه
۴. بازار

در ادامه هر یک از این موارد به طور جداگانه به اختصار مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

الف) خوراک

به طور معمول در عامل خوراک سه ویژگی کمیت، کیفیت و قیمت می بایست مورد بررسی قرار گیرد. هر چقدر خوراک ورودی به مجتمع های پتروپالایش از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، مطمئنا هزینه­ های عملیاتی فراورش و تولید محصولات هیدروکربوری و پتروشیمیایی کمتر خواهد بود. در موضوع کیفیت می بایست به ماهیت نفت خام ایران نیز توجه داشت.

همان طور که در تصویر ذیل مشخص است، نفت خام سبک و سنگین ایران در قیاس با سایر نفت خام های دنیا در طبقه Medium و ترش طبقه بندی می شود. چرا که API آن بین ۳۰ تا ۳۵ و مقدار گوگرد نیز ۱.۵ تا ۲ درصد وزنی است. لذا از حیث کیفیت می توان به نفت خام ایران امتیاز متوسطی را داد.

هر چند ایران با دسترسی به میعانات گازی فرصت بی نظیری را جهت طراحی و احداث پتروپالایشگاه ها داشته است چرا که این خوراک (میعانات گازی) از حیث کیفیت به عنوان یک نفت فوق سبک شناخته می شود (حدود ۶۰ درصد از ترکیب میعانات گازی قابلیت تبدیل به نفتای سبک و سنگین را دارد.) و از حیث ترکیبات آلاینده نیز در قیاس با نفت خام ایران وضعیت بهتری را دارد.

منتها مهمترین نکته در این بین وضعیت میدان گازی پارس جنوبی و وجود عدم قطعیت ها در نرخ تولید در سال های آتی با توجه به تغییر رفتار مخزن و افت فشار است. البته شایان ذکر است که بخش عمده ای از این میعانات گازی با منطق سوخت محوری طی سال های گذشته به بنزین و سایر فراورده های هیدروکربوری تبدیل شده است.


از حیث قیمتی نیز با توجه به آیین نامه ها و قواعد موجود نرخ تخصیص (نفت و میعانات گازی) به تمامی مجتمع های پالایش نفت و میعانات گازی با تخفیف ۵ درصدی نسبت به قیمت های FOB خیلج فارس است. هر چند باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که مطابق موضوع جزء ۴، بند الف،  ماده ۱، قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ۲ مصوب سال ۱۳۹۳ دولت می تواند قیمت خوراک را با اعمال تخفیف پلکانی تا ۳۰ درصد با انعقاد قرارداد بلند مدت برای واحدهایی که بتوانند جهت تامین مواد اولیه واحدهای پتروشیمی داخلی که محصولات میانی و نهایی تولید می کنند و زنجیره ارزش افزوده را افزایش دهند، ارائه نماید. لذا با این اوضاع می توان در عامل خوراک وضعیت خوبی را برای مجتمع های پتروپالایش داخل کشور متصور بود.  

ب) فناوری

همان طور که اشاره شد، مجتمع های پتروپالایش در کنار محصولات هیدروکربوری (سوخت)، محصولات شیمیایی و پلیمری نیز تولید می نمایند، لذا این تنوع محصول مستلزم به کارگیری فناوری های پیچیده تر و صد البته متنوع تری است. حال این سوال مطرح می شود که آیا لایسنس های (لیسانس و طراحی پایه) مورد نیاز در یک واحد پتروپالایشگاهی در کشور موجود است؟

مطمئنا اگر بخواهیم واقع بینانه به این موضوع توجه داشته باشیم، پاسخ منفی است. لذا می بایست در کنار بهره گیری از لیسانس های موجود و محدود در داخل کشور اقدام به خریداری لیسانس های مورد نیاز نمود.

این نکته نیز قابل توجه است که طراحی مفهومی و طراحی پایه یک پتروپالایشگاه به عنوان اولین قدم نیازمند به یک دانش تخصصی است. لذا طراحی و احداث یک پتروپالایشگاه چیزی فراتر از تامین تجهیزات است که بعضا در برخی از تحلیل ها به آن تاکید می شود.

نقش فناوری در بهره برداری بنگاه های پتروپالایش بسیار پررنگ است که متاسفانه به دلیل عدم دسترسی ایران عزیز به این موارد سبب شده است که زنجیره ارزش نفت و گاز کشور توازن کافی را نداشته باشد. چرا که بسیاری از صاحبان فناوری دارای ملیت اروپایی، آمریکایی و ژاپنی هستند که از ارائه فناوری های فرایندی به شرکت های ایرانی خودداری می کنند. منتها این بدان معنا نیست که فناوری قابل تامین نخواهد بود، مهمترین نکته فهم این موضوع است که مطابق نقشه راه ترسیم شده در صنعت نفت و گاز، از منظر کشورهای توسعه یافته دنیا، ایران می بایست به خام فروشی ادامه دهد، منتها سیاست های کلان کشور که مبتنی بر عقلانیت و مصلحت جمعی است، به درستی تاکید بر کاهش خام فروشی و توسعه زنجیره ارزش دارد، لذا اصل حرکت توسعه زنجیره ارزش از منظر جامعه جهانی با مقاومت همراه است، لذا مدیران اجرایی در سطوح مختلف با درک این موضوع می بایست، موانع پیش روی تحقق این مهم را تشخیص و درک نمایند. رویکرد  Smart Technology Transfer  با محوریت بخش خصوصی واقعی پیش نیاز کسب فناوری های مورد نیاز توسعه صنعتی کشور است.

ج) سرمایه

مطمئنا یکی از ارکان اصلی در توسعه صنعتی، تامین منابع مالی است. امری بدیهی است که حجم سرمایه گذاری واحدهای پتروپالایشگاهی نسبت به واحدهای پالایشگاهی در یک ظرفیت یکسان بالاتر است، لذا یکی از عوامل محدودکننده جهت اجرایی شدن مجتمع های پتروپالایشگاهی در کشور دسترسی به منابع مالی مورد نیاز جهت اجرای چنین پروژه هایی است.

در جدول ذیل مشخصات ۵ مجتمع پتروپالایش در حال ساخت در چین و عربستان به تفکیک اشاره شده است. مجموع ظرفیت اسمی این مجتمع های پتروپالایش ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز است. سرمایه گذاری مورد نیاز جهت اجرایی شدن این طرح ها ۶۹ میلیارد و ۸۵۰ میلیون دلار است که به طور متوسط حجم سرمایه گذاری برای یک بشه نفت معادل ۲۷ هزار دلار برآورده شده است.



در ستون آخر (سمت راست تصویر) نیز نسبت محصولات الفینی و آروماتیکی تولیدی در هر یک از این مجتمع های تولیدی نسبت به حجم خوراک ورودی برآورد شده است که به طور متوسط ۳۰ درصد از محصولات خروجی مجتمع های پتروپالایشگاهی محصولات پایه صنعت پتروشیمی از جمله اتیلن، پروپیلن، بودتادین، پارازایلن و بنزن خواهد بود.

این نکته را نیز می بایست مورد توجه قرار داد که با توجه به وابستگی کشور به اخذ لیسانس و واردات تجهیزات خاص از خارج از کشور، هزینه طراحی و ساخت مجتمع های صنعتی از جمله پالایشگاه ها در کشور عزیزمان ایران حداقل ۱۰ تا ۲۰ درصد بالاتر از سایر مناطق دنیا است.

 لذا می‌توان برآورد کرد که هزینه ساخت مجتمع های پتروپالایشگاه در کشور عزیزمان ایران به ازای هر بشکه حدود ۳۰ هزار دلار است که برای ساخت ۲ میلیون بشکه پتروپالایشگاه به ۶۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز خواهد بود. (شاید ذکر این نکته به درک این حجم از منابع مالی کمک کند که از سال ۱۳۴۳ که اولین مجتمع پتروشیمی کشور در شیراز به بهره برداری رسید تا انتهای سال ۹۷، حجم سرمایه گذاری فرود آمده در صنعت پتروشیمی ۵۳ میلیارد دلار بوده!)


لذا تامین منابع مالی جهت اجرایی کردن پروژه های پتروپالایشگاهی در کشوری که درگیر اقتصاد تورمی است و صد البته تحریم های ظالمانه بسیار مشکل خواهد بود. هر چند در تحلیل ها دیده و خوانده می شود که یکی از منابع اصلی تامین سرمایه را نقدینگی موجود در کشور عنوان می کنند، منتها ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اگر با عینک اقتصاد رفتاری به تحلیل سرمایه های مردمی بپردازیم، می بایست به این نکته توجه داشت که در اقتصاد تورمی و ملتهب، دهک های پایین اقتصادی درگیر “ترس” هستند،”ترس از دست دادن”، و دهک های بالایی اقتصادی نیز درگیر ” حرص” هستند و “حرص بیشتر بدست آوردن”. لذا در چنین فضایی مطمئنا مردم نگرشی کوتاه مدت نسبت به کسب سود دارند و نه بلند مدت!

د) بازار

بررسی بازار تقاضای فراورده های هیدروکربوری (بنزین، گازوییل، سوخت جت و …) و همچنین محصولات پتروشیمی ما را به نکات ذیل می رساند:

حجم بازار فراورده های هیدروکربوری به مراتب بسیار بزرگتر از بازار محصولات پتروشیمیایی و پلیمری است و این بدین معنا است که کما کان در سال های آتی بخش عمده ای از نفت خام تولیدی و فراورش شده در دنیا جهت تولید سوخت مورد استفاده قرار می گیرد.

رشد بازارهای مصرف در سال های آتی حاکی از آن است که محصولات پتروشیمیایی رشد نسبتا بالاتری را نسبت به فراورده های هیدروکربوری دارند.

مطابق برآوردهای موسسه IEA بین سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۳۰ میزان افزایش ظرفیت مصرف نفت خام ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه خواهد بود که ۳.۲ میلیون بشکه از آن به عنوان خوراک واحدهای پتروشیمیایی در نظر گرفته خواهد شد که سهم بالاتری را نسبت به سایر مصارف شامل؛ حمل و نقل جاده ای با ۲.۵ میلیون بشکه در روز، سوخت های هوایی با ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه در روز، اتومبیل های شخصی با ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز و نهایتا حمل و نقل دریایی با ۶۰۰ هزار بشکه خواهد داشت.

نکته قابل تامل در نمودار بالا افزایش ظرفیت ۹.۶ میلیون بشکه ای مجتمع های پالایش و پتروپالایش در طول ۲۰۱۷ تا ۲۰۳۰ (۱۴ سال) است که به طور متوسط سالانه ۶۹۰ هزار بشکه در روز در دنیا ظرفیت های پالایشی و پتروپالایشی در این بازه زمانی طراحی و ساخته خواهد شد. حال سوال این است که از این ظرفیت چه بخشی متعلق به ایران است! آیا ایران خواهد توانست ۲ میلیون بشکه ظرفیت پتروپالایشی با حجم سرمایه گذاری ۶۰ میلیارد دلار در این بازه زمانی تعریف و اجرایی نماید!

مرکز مطالعات زنجیره ارزش معتقد است که توسعه پالایشگاه یا پتروپالایشگاه در کشور نیازمند واقع بینی در درک الزامات تحقق آنها است. دوخت و دوز کردن عوامل چهارگانه فوق الذکر (خوراک، فناوری، سرمایه و بازار) کاری پیچیده است که نیازمند خلق ذهنی و برنامه ریزی کلان و منسجم در یک بازه زمانی بلند مدت است.

نگاهی به سوابق کشور در سال های گذشته حاکی از آن است که فرصت های سرمایه گذاری تعریف شده در راستای توسعه صنعت پالایش نفت با استقبال سرمایه گذاران مواجه نشده است و هر جایی که این صنعت تحرک و توسعه ای داشته، ورود مستقیم دولت و حاکمیت در آن پررنگ بوده است. پیشنهادات مرکز مطالعات زنجیره ارزش در راستای تحقق عملی پتروپالایشگاه ها در کشور به شرح ذیل است:

این را در ذهن داشته باشیم که در حال حاضر مجتمع های پالایشی و پتروشیمی شازند اراک، تبریز، اصفهان و همچنین دو مجتمع پتروشیمی نوری و جم در منطقه عسلویه و دو مجتمع پتروشیمی امیرکبیر و بوعلی سینا در ماهشهر به نوعی پتروپالایشگاه هستند، منتها با توجه به اجرایی شدن اصل ۴۴ و واگذاری این مجتمع ها به سهامداران مختلف سبب شده است که هم افزایی این بنگاه ها به حداقل ممکن خود برسد.

سیاست سوخت محوری و نه سود محوری تحمیل شده به صنعت پالایش نفت از سمت حاکمیت در سال های گذشته و حال حاضر از یک طرف و از طرف دیگر واگذاری مجتمع های پالایش نفت به سهامداران غیرحرفه ای سبب شده است که صنعت پالایش نفت خود را حق العمل کار دولت بداند و پویایی و توانمندی لازم را جهت ارتقا و توسعه هدفمند نداشته باشد.

در حال حاضر ظرفیت صنعت پالایش نفت کشور ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه در روز است و انتظار بر این است که این صنعت بتواند با تولید ثروت، منابع مالی مورد نیاز توسعه خود را تامین نماید، منتها به دلیل آلوده بودن این صنعت به بیماری های مختلف، این صنعت قادر به تامین سرمایه مولد مورد نیاز توسعه خود نیست. لذا حاکمیت می بایست در روابط خود با صنعت پالایش نفت و نظام سهام داری این صنعت تجدید نظر نماید.

وجود یک مغزافزار مشترک و یکپارچه در راستای برنامه ریزی کلان و سیاست گذاری دو بخش پالایش و پتروشیمی امری ضروری است. دو صنعت پالایش و پتروشیمی در هر سه سطح حاکمیت، مالکیت و عملیات می بایست با هم ادغام شوند.

فرصت های سرمایه گذاری طراحی و واگذار شده به فعالان صنعت نفت و گاز می بایست متناسب و موزون باشد، چرا که سرمایه به بخش های پربازده و کم ریسک وارد می شود، لذا مادامی که فرصت های فوق العاده جذاب و پربازده در صنعت پتروشیمی موجود باشد، فرصت های کم بازده و پرزحمت در صنعت پتروپالایش و پالایش با عدم استقبال مواجه خواهد شد.

ضرورت به کارگیری رویکرد راهبردی در تخصیص خوراک های مورد نیاز صنعت امری بدیهی است. در واقع حاکمیت باید با روش های عقلانی مختلفی سعی بر افزایش جذابیت فرصت های سرمایه گذاری پتروپالایشی داشته باشد، از جمله تخصیص خوراک های ترکیبی گاز و مایع (از جمله؛ اتان و میعانات گازی)، طراحی سازو کارهای تشویقی از جمله تنفس خوراک به منظور بهبود شاخص های اقتصادی، تامین زیرساخت های مورد نیاز در زنجیره های تامین، تولید و فروش و عدم ممانعت جهت صادرات محصولات تولیدی تنها برخی از مواردی است که حاکمیت می بایست جهت تحقق کاهش خام فروشی در ذهن داشته باشد.


لزوم برنامه ریزی سیستماتیک و دینامیک در توسعه صنعت پتروپالایشگاه توسط حاکمیت ضروری است، در واقع اگر بخواهیم وضعیت مطلوب نهایی را گذر از خام فروشی و تبدیل بخش عمده­ ی نفت خام به فراورده های هیدروکربوری و پتروشیمیایی تصور نماییم، نیاز است که این مهم در قالب یک نقشه راه بلندمدت و با هم کاری و هم افزایی تمامی هلدینگ های فعال در نفت و گاز و حمایت های معنوی و مادی حاکمیت ترسیم و محقق شود. طراحی یک سری نقاط بهینه در بازه زمانی بلند مدت برنامه ریزی شده جهت توسعه تدریجی امری ضروری و غیر قابل اجتناب است.

به طور مثال اگر بازه زمانی مورد نیاز جهت رسیدن به وضعیت مطلوب را ۲۰ سال تصور کنیم، نقطه بهینه اول در این مسیر ایجاد ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکه مجتمع های پتروپالایشگاه در کشور خواهد بود. (البته ایجاد چنین ظرفیتی در داخل کشور نیازمند ۱۲ میلیارد دلار سرمایه گذاری در بازه زمانی ۵ سال است که به طور متوسط سالانه ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار خواهد شد.)

منبع: مرکز مطالعات زنجیره ارزش